شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

لوریس مالاگازی : کودک از صد ساخته شده است.

کلمات کلیدی :

 

برای ملاقات شخصی به یکی از بیمارستان‌های روانی رفتیم. بیرون بیمارستان غُلغله بود. چند نفر سر جای پارک ماشین دست به یقه بودند. چند راننده سر مسافر با هم دعوا داشتند و بستگان همدیگر را مورد لطف قرار می‌دادند. وارد حیاط بیمارستان که شدیم، جایی بود آرام و پر درخت و اثری هنری روی دیوار به چشم می خورد. بیماران روی نیمکتها نشسته بودند و با ملاقات کنندگان گفت و گو میکردند. بیماری از کنار ما بلند شد و با کمال ادب گفت: من می روم روی نیمکت دیگری که شما راحت تر بتوانید صحبت کنید. پروانه زیبایی روی زمین نشسته بود، بیماری پروانه را نگاه می کرد. نگران بود که مبادا زیر پا له شود. آهسته پروانه را برداشت و کف دستش گذاشت تا پرواز کند. ما بالاخره نفهمیدیم بیمارستان روانی این طرف دیوار است یا آن طرف دیوار؟!


در حقیقت بالا رفتن آگاهی باعث؛ سکوت، تعمق، فهم، عشق، خوب دیدن، خوب شنیدن، غر نزدن، بخشش و بزرگ شدن می شود. زمانی که از عشق، محبت و دوستی پر شوید؛ اطرافیان هم خواه ناخواه از وجود شما مینوشند. مالاگازی می گوید: کودک از صد ساخته شده است. او صد زبان دارد، صد دست، صد فکر، صد جور شیوه تفکر و شیوه بازی، شیوه گفتاری، صد شیوه گوش دادن به شگفتی ها، عشق ورزیدن، صد لذت برای آواز خواندن و ادراک، صد کلمه برای اکتشاف، صد کلمه برای ابداع، صد کلمه برای رؤیا. کودک صد زبان دارد و صدها و صدها و صدهای بیشتر، اما آنها نوَد و نُه تای آن را می دزدند!

مدرسه، جامعه، فرهنگ و مدنیت جدا می کنند سر را از بدن! به کودک می گویند؛ فکر کن بدون استفاده از دستانت، کارهایی کن بدون فکر و سرت، گوش کن و حرف نزن، درک کن بدون لذت، عشق بورز و تعجب کن تنها در موقع تعطیلات و عید پاک. آنها به کودک می‏گویند: دنیایی را کشف کن که هم اکنون وجود دارد، و از صد نوَد و نُه تا را می دزدند. آنها به کودک می گویند: کار و بازی، واقعیت و تخیل، علوم و تصور، آسمان و زمین، شعور و رؤیا، چیزهایی هستند که به هم ربطی ندارند و به کودک می گویند که صدی وجود ندارد. اما کودک می گوید: به هیچ وجه؛ صد وجود دارد.