شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

کیومرث پهلوان اسطوره ای ایران باستان

کلمات کلیدی :

 

گیومرتن، گیومرث یا کیومرث نخستین انسان اساطیری است. گیومرتن از دو جزء گیو به معنی زندگانی و مرتن فناپذیر تشکیل یافته‌است. کیومرث، نخستین شخصی است که سروش ایزدی را دریافت، پروردگار یکتا او را از پدرش هرمزد؛ در آخرین دورهٔ آفرینش آفرید. کیومرث در کوه ها زندگی می کرد. در حقیقت او بر همه موجودات اعم از اهلی و وحشی فرمان می راند لذا او نخستین انسانی بود که به پادشاهی رسید و تخت و کلاه را پدید آورد.


براساس داستان های گذشته های دور، انسان ها میان کوه ها برهنه زندگی می کردند اما کیومرث لباسی از پوست پلنگ درست کرد که بر دلیری و مردانگی او دلالت داشت و لباس پوشیدن را به فرزندانش و بقیه مردم یاد داد. او اولین کسی بود که در جهان حکومت تشکیل داد و خوراک را به صورت وعده های غذایی ناهار و شام برای مردمش تنظیم کرد.

اهریمن به همراهی دیوان بر جهان تاختند و از آن پس کیومرث فناپذیر شد! حسادت اهریمن تمامی نداشت لذا یکی از فرزندانش که مثل گرگ قوی بود را می فریبد و به ستمگری بیشتر برمی انگیزاند تا به جنگ کیومرث رود. اهریمن سپاهی از دیوها و جادوگرها برای فرزندش درست کرد. کیومرث هم پسرش سیامک را آماده جنگیدن با دیو سیاه ساخت.

سیامک به جنگ دیو رفت و چون زره نداشت، دیو سیامک را بالای سرش برد و او را بر زمین کوبید و با چنگالش سینه او را درید. با شنیدن خبر مرگ سیامک، کیومرث و بقیه عزادار شدند. یک سال گذشت تا این که از ایزد یکتا سروشی رسید: سپاهی درست کن و به فرمان من آن دیو بدکار را نابود کن! سیامک فرزند باهوشی به نام هوشنگ داشت. چون کیومرث پیر شده بود هوشنگ مأمور جنگ با دیو شد. تمام موجودات از انسان ها، شیرها، پلنگان و پرندگان گرفته تا پریان افسانه ها دور هوشنگ جمع شدند و به یاری او آمدند. هر کدام از جانوران سپاهی درست کردند و هوشنگ فرمانده همه آنها شد.

دیو سیاه با شنیدن خبر آمدن سپاه هوشنگ، آسمان را پر از خاک کرد، طوری که توفان خاک همه جا را فرا گرفت بعد دیوان به سپاه هوشنگ حمله کردند. هوشنگ و سپاهش با دیوها درگیر شدند. هوشنگ هم خودش را به دیو سیاه رساند و دست و پایش را گرفت و او را بالای سرش برد و سپس او را بر زمین کوبید و بعد سر دیو را از تنش جدا کرد. وقتی کیومرث مطمئن شد که دیو سیاه نابود شد و انتقام سیامک گرفته شد از دنیا رفت و به این ترتیب اولین شاه جهان مرد.

هوشنگ به جای پدربزرگش بر تخت شاهی نشست. او را نخستین قانون گذار جهان دانند، جشن سده را بنیاد نهاد. آتش را پدید آورد و نور و روشنایی و پاکی آن را قبله گاه خود و مردم ساخت. با آتش، آهن را از سنگ جدا ساخت و چون به آهنگری پرداخت، اره و تیشه را پدید آورد. بدان وسیله، رودها را از دریاها جدا ساخت و به کشتزارها کشانید، چراگاه ها ساخت و جانوران و پرندگان را به کار گرفت و از پوست و پر آن ها جامه ساخت؛ او را سراپا هوش و فرهنگ دانند!

پس از مرگ هوشنگ، پسرش تهمورث به پادشاهی رسید. تهمورث نیز همچون پدر اندیشه به پاک کردن گیتی از بدی ها، استوار کرد. وی موی میش و بره را برید و به مردم رشتن و ریسیدن پشم و بافتن آموخت پس پوشیدنی ها و گستردنی ها را پدید آورد و پویندگان تیزرو را به دام آورد و شکار کردن را به باز و شاهین آموخت و ماکیان را خانگی کرد. به یاری وزیرش اهریمن را به بند کشید و با دیوان پیکار کرد. دیوان از او زینهار خواستند و نوشتن را به تهمورث آموختند. تهمورث پس از پادشاهی درگذشت و جمشید به جای وی نشست.