شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

کی آلنبو : شکلات برای موهبتهای زنان

کلمات کلیدی :

 

من و همسر و خانواده ام تا زمان بازنشستگی مان در کالیفرنیا زندگی می کردیم. وقتی به بازنشستگی نزدیک شدیم احساس می کردیم که لازم است در ناحیه ای آرام تر و خلوت تر زندگی کنیم، سعی کردیم در کنار خلیج خانه ای اجاره کنیم. طی سالهایی که به خانه زمان بازنشستگی خود فکر می کردیم یک سری از موانع ذهنی وجود داشت. ما به یک خانه دو طبقه نیاز داشتیم، یک اتاق ناهار خوری و اتاق خواب در طبقه ی پایین به عنوان دفتر کار و و دو اتاق خواب بزرگ در طبقه ی بالا و آشپز خانه ای که آن قدر جالب باشد که بتوانم از آن لذت ببرم. داشتن یک آب نما و یک لوستر کریستال هم در اتاق ناهار خوری جالب خواهد بود. برای گرفتن خانه رویای خود دعا کردم  کتاب انجیل را در دست گرفتم و به سوره ای رسیدم. اگر ایمان شما به اندازه ی دانه ی خردل باشد و به کوه بگویید جا به جا شو،حرکت میکند و چیزی برایتان غیر ممکن نخواهد بود.


با خودم فکر کردم بله خدا راست می گوید آن چه که لازم دارم ایمان است. در حقیقت بر اساس این انگیزه بیرون رفتم و برای اتاق خواب آینده مان یک جفت متکا و چند دستمال آشپزخانه و یک لامپ کریستال برای اتاق نشیمن خریدم. وقتی یک روز کارگر سایت مسکن مرا به خانه ای ساحلی برد که فوق انتظارات ما بود تعجبی نکردم. آن خانه آشپزخانه ای مشرف به آب نمای اصلی اتاق نشیمن و اتاق خواب اصلی داشت به جای حیات خلوت یک محوطه پر از درختان چوب سرخ بود تمام اتاق ها همانی بود که من دعا می کردم باشد.

پیشخوان آشپز خانه حدود ۷۵ سانتی متر بلندی داشت، فضای کاری راحتی برای یک زن قد بلندی مثل من! فوق العاده بود. همه ما با خوشحالی نقل مکان کردیم. بعد زمان محک زدن شروع شد. قصد داشتیم کمی از املاک خود را بفروشیم و از آن به عنوان پیش پرداخت استفاده کنیم ولی مالک قصد فروش را نداشت همه چیز را امتحان کردیم. یک روز در کمال نا امیدی با مدیر یک سایت مسکن محلی صحبت کردیم وقتی مشکل خود را توضیح دادیم مرد لبخندی زد. او در محل اقامت جدید ما اقوامی داشت و آخر هفته ها نزدیک پل خانه ی رویایی مان می دوید به طور دقیق می دانست که خانمان کجاست و چه ارزشی دارد.

او به ما گفت که از نوعی وام گردشی استفاده کنیم و فردای آن روز چک را امضا و به خانه ی جدید اسباب کشی کردیم. حالا چند سال است که با خوشحالی باز نشسته شده ایم. اغلب به روز مبارکی فکر می کنم که مشاور املاک ما را به آن خانه ی رویایی مان برد. اهمیت سوره ی ماتیو و آیه ی آن حتی قبل از این که از در خانه وارد شوم برایم روشن شد. مالک قبلی در ورودی خانه روی سیمان این کلمه را حک کرده بود: دانه ی خردل!