شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

ادگارآلن پو

کلمات کلیدی :

 پدر داستان های پلیسی

من یک رویاپردازم. همه در آستانة خواب رویا می‌بافند و وقتی خواب‌شان عمیق می‌شود آن رویاها و افسانه ها را فراموش می‌کنند. من توان آن را دارم که از آستانة خواب برگردم و رویاهایم را نیز با خود برگردانم و آن‌ها را بنویسم. در واقع مواد خام داستان‌های من رویاهایم هستند. او با صدای بلند رویا می‌بیند و خواننده را شاهد حوادث خارق العاده می‌کند که با لذت در رویاهایش ساخته و پرداخته است.


بی‌تردید چیزی که ما مردم را به هم نزدیک می‌کند آثاری چون داستان کوتاه است. برای نوشتن الهام لازم هست ولی کافی نیست. اشتباهی بزرگ‌تر از این نیست که فکر کنیم اصالت حقیقی صرفاً مربوط به الهام است. آفرینش اصیل یعنی تلفیقی از سرِ دقت، صبر، آگاهی و ادراک. دقت هرچه بیش‌تر در وصف جزییات، داستان را باورپذیر و واقعی می‌کند. نویسنده می‌تواند کاری کند که خواننده با چشمش بشنود و با گوشش ببیند. داستان‌ باید چنان واقعی باشد که لحظه ی پایانی پاهایِ خواننده محکم بر زمین سرد و سخت واقعیت کوبیده شود. چه کسی از ارتکاب صد باره کار احمقانه یا رذیلانة خود در شگفت نمانده؟ کاری که می‌دانسته نباید مرتکب شود.

شعرهای آلن آهنگین است و کلمات را به خاطر ریتم و آهنگی که دارند انتخاب می‌کرد در باور او، شعر باید مایة لذت باشد، نه نمایان‌گر حقیقت. او که همیشه در حال بحث و جدل با منتقدین بود متوجه شد که قافیه را باخته است. در مورد ادبیات نباید آداب‌دان بود، باید حقیقت را گفت. او هم حقیقت را گفت و برای همین برندة جایزة بهترین داستان کوتاه، در واقع دوستی نداشت و همه دشمن‌ جلاد نقدنویس شدند. درحالی که هیچ‌کس غم ندیدن او را نداشت و هیچ‌کس از مرگش متأثر نشد بصورت نامعلوم در خیابان مرد!