شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

هوئه‌ی تان تسه : دل سنگ

کلمات کلیدی :

 

دو خانواده در یک خانه مسکن داشتند. خانواده‌ایی که پنجرة اتاقش رو به خاور بود به عزا نشست؛ چرا که مادر در آستانة مرگ بود. پسر خانواده بر بالین مادر می‌گریست اما آشکار بود که اندوهی چندان به دل ندارد. در اتاقی که پنجره رو به باختر داشت، پسر با مادرِ خود گفت: بر تو سالیان بسیار گذشته است، هنگامِ آن رسیده که اندک‌اندک رحیل را آماده شوی ... اما در برابر تو سوگند می‌خورم که بر خلاف فرزند هم‌خانه‌مان از مرگت چنان اندوهگین شوم که همه‌گان را از مشاهدة اشک تلخ من درد بر دل نشیند! مادش پاسخ داد: آه! پسری که به مرگ مادر رضا دهد بر جنازة او چه‌گونه گریستن تواند؟


هر افسانة چینی حاوی اتفاقی کوچک است که فشرده می‌شود و در آخر به صورت نتیجه‌ای روشن می‌شکفد؛ مانند داستان های پارسیان. بدترین خلق، بدترین خُلق را دارند، در حقیقت باید شادی را تقسیم، خوبی را تفهیم و عشق را تقدیم کرد.