شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

دکتر الهی قمشه ای

کلمات کلیدی :

 

رسالت انبیای الهی که اولین منادیان عشق و چاوشان کعبه وصالند ابلاغ همین دعوت است که شما را از مرگ به حیات، از غم به شادی، از خوف به امن، از کثرت به وحدت، از تنازع به صلح و محبت، از ظلمت به نور و از هجران به وصال فرا می خوانند. طرح وجود همان گوهر الهی ذات ماست که فرشتگان بر آن سجده کردند و وفادار ماندن به طرح اصلی حفظ و حراست آن اوصاف کمالیه که خداوند در نهاد ما نهاده است و حقیقت معنی تقوی، همان انسان بانی و نگهبانی از فضائل انسانی است.


گم کردن خویشتن رسیدن به همان مستی و بی خبری نزد عارفان است و هوشیاری حجابی است بر حقیقت ذات ما. در زندگی هر شاعر آسمانی و هنرمند اصیل شبی هست که او را به ملکوت آسمان بار می دهند تا در آنجا به مقدار چشمی که از دیده بینای عشق وام گرفته است با سرچشمه خیر و جمال و حقیقت که وجود لایزال حضرت حق است دیدار کند و آیات الهی را که اوصاف جمال و جلال اوست بی حجاب بنگرد این شب فرخنده را عاشقان شب وصال خوانده اند که همان شب معراج و لیله القدر است.

شب قدر به حقیقت دیدار آدمی با گوهر اصیل ذات خویش است که همان نفخه الهی است و با شناخت او به شناخت حق توان رسید. عرفان به یک نظر حرکتی است از جزء که موجوداتند به سوی کل که حقیقت هستی و ذات احدیت است و به تعبیر دیگر عارف از عشق به جزء آغاز می کند و به تدریج به عشق کل می رسد بی آنکه عشق جزء را از دست بدهد زیرا کل را در جزء می بیند. اگر خوبان پارسی گو بخواهند از مجموعه سخن پارسی تنها و تنها یک دفتر را برگزینند، دیوان حافظ گوی سبقت از همه خواهد برد از آنکه شرح مجموعه گل در آنجاست و آن لطایف که از لعل سخنگوی عشق در این دیوان گرد آمده است در هیچ سفینه ای یافت نمی شود. در پیش معشوق مردن به حقیقت خاموش کردن شمه انیّت در پیش آفتاب احدیّت است.

سرّ استقامت عاشق بر ناز دریافت همان حقیقت ناز است که ظاهر آن عتابست و باطن آن دعوت ،در ظاهر لن ترانی است و در باطن من رانی. رقص طبیعی آدمی به حقیقت هنگامی است که از جوهر خوف و حزن که از نفس سر چشمه می گیرد خلاص شود و به چشمه شادی که در صحرای بی خودی جاری است برسد، این رقص بی اختیار صورت می گیرد و بازتاب طبیعی هیجانات روح در عالم جسم است، چنانکه حرکت خرقه و دامن به حرکت جسم وابسته است. اسباب دل خرّم خود مایه تفرقه است زیرا آن اسباب بحقیقت سراب دل خرّم است و چون بدست می آید خود هیچ نیست. اگر گاهی از عشق نیز به پریشانی تعبیر شده است مقصود همان حال شیفتگی و حیرانی است که عین جمعیّت است و این پریشانی موهبتی است که تنها به مجموعان عالم می بخشند. اغراض نفسانی بزرگترین حجاب حقیقت است. 

عشق به زیبایی و لذت هنری همانند عشق به خیر و حقیقت از نفس ناطقه انسان که همانند نفس الهی و نفخه ربّانی است سرچشمه می گیرد و هنر تلاشی است از سوی انسان برای باز یافتن حق در اسم جمیل و عبادتی است برای قرب به آستان معلای سیمرغی که در هر پرش هزاران نقش عجب و در هر صفیرش صد هزاران نغمه داودی است. جمله شراب ها را دو گونه توان دانست: یکی آنها که آدمی را بی خبر کنند از حق و حجاب شوند بر حقیقت و یکی آنها که بی خبر کنند از خویش و کشف حجاب کنند از حق.