شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

لقمان حکیم

کلمات کلیدی :

 

 

روزگاری، لقمان حکیم در خدمت خواجه ای بود. خواجه، غلام های بسیار داشت. لقمان بسیار دانا همواره مورد توجّه خواجه بود. غلامان دیگر بر او حسد می ورزیدند و همواره پی بهانه ای می گشتند برای بدنام کردن لقمان. روزی از روزها، خواجه به لقمان و چند تن از غلامانش دستور داد تا برای چیدن میوه به باغ بروند. غلام ها و لقمان، میوه ها را چیدند و به سوی خانه حرکت کردند. در مسیر راه غلام ها مشغول خوردن میوه ها شدند تا به خانه برسند، همه میوه ها تمام شد و سبد خالی به خانه رسید.


خواجه وقتی درباره میوه ها پرسید، غلام ها که میانه خوشی با لقمان نداشتند. گفتند: میوه ها را لقمان خورده است. خواجه از دست لقمان عصبانی شد و پرسید: ای لقمان، چرا میوه ها را خوردی؟ مگر نمی دانستی که من امشب، مهمان دارم؟ چگونه توانستی آن همه میوه را به تنهایی بخوری؟! لقمان گفت: من لب به میوه ها نزده ام. این کار، خیانت به خواجه است. خواجه گفت: چگونه می توانی ثابت کنی که تو میوه ها را نخورده ای؟ در حالی که همه غلام ها شهادت می دهند که تو میوه ها را خورده ای. لقمان گفت: ای خواجه، ما را آزمایش کن، تا بفهمی که میوه ها را چه کسی خورده است. خواجه برآشفت: مرا دست می اندازی؟ چگونه بفهمم که میوه ها را چه کسی خورده است؟ هر کسی که میوه ها را خورده است، میوه ها در شکمش است.

لقمان لبخندی زد و گفت: کاملاً درست است. میوه ها در شکم کسی است که آن ها را خورده است. اما برای اینکه بفهمید چه کسی میوه ها را خورده است، لازم نیست که شکم همه ما را پاره کنی.! دستور دهید تا همه آب گرم بخورند و خودت با اسب و ما پیاده به دنبالتان بدویم. خواجه پرسید: بسیار خوب، اما این کار چه نتیجه ای دارد؟ لقمان گفت: نتیجه در پایان کار آشکار می گردد. خواجه فرمان داد تا آب گرم آوردند و همه از آن خوردند و خود با اسب در صحرا می رفت و غلامان به دنبال او می دویدند.

پس از ساعتی، لقمان و همه غلام ها به استفراغ افتادند. آب گرمی که خورده بودند، هر چه را که در معده شان بود، بیرون ریخت. خواجه متوجه شد که همه غلام ها از آن میوه ها خورده اند، جز لقمان. خواجه غلام ها را به خاطر خوردن میوه ها و تهمت ناروا به لقمان، توبیخ کرد و دوباره لقمان را مورد لطف خود قرار داد. لقمان گفت: شر با شر خاموش نمی شود چنان که آتش با آتش، بلکه شر را خیر فرو می نشاند و آتش را آب.