شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

سید احمد وکیلیان : دار مکافات

کلمات کلیدی :

 

 

به گونه هایی از ادبیات داستانی، افسانه و قصه گفته می شود که جزیی از فرهنگ عامه به شمار می روند. این آثار، کهن و دیرینه هستند و از روزگاران دور نسل به نسل، از راه شفاهی منتقل شده اند. قصه های عامیانه، باورها، سنت ها، برداشت ها، مناسک و شعایر انسانی را در خود بازتاب می دهد. در حقیقتقصه برای کودک خردسال فقط یک محرک روانی و شنیداری نیست، بلکه کارکردهای فراوانی برایش به همراه دارد. همه ی ما در کودکی خود روزهایی را به یاد می آوریم که بزرگترها برای سرگرم کردن و یا کوتاه نمودن شب های بلند زمستان با قصه اعضای خانواده را گرد هم می آوردند و لحظات دلپذیری را در پس داستان ها فراهم می کردند، لحظاتی که در یاد و خاطره باقی مانده است. 


مردى پدر خیلى پیرش را که نه مى‌توانست کار کند و نه حرکتی داشت در زنبیلى گذاشت و به‌دوش گرفت و با پسر کوچکش به‌طرف جنگل به راه افتادند. رفتند و رفتند تا به درخت بزرگى رسیدند. مرد از درخت بالا رفت و زنبیل را روى شاخه بلندى آویزان کرد. وقتى که داشت از درخت پائین مى‌آمد پیرمرد خنده‌اى کرد و گفت: مى‌دانى پسرم دنیا دار مکافات است. من هم روزگارى پدر پیرم را داخل زنبیل کردم و توى همین جنگل روى شاخه همین درخت آویزان کردم!

مرد خیلى ناراحت شد اما چون دیگر از دست او به ستوه آمده بود از درخت پائین آمد دست پسرش را گرفت و به‌طرف خانه به راه افتادند. پسرک در راه از پدرش خواست برایش یک زنبیل بخرد. مرد پرسید چرا؟ پسرک گفت: براى اینکه وقتى بزرگ شدم و تو خیلى پیر شدى و دیگر نتوانستى حرکت کنى تو را بیاورم اینجا آویزان کنم. مرد به فکر فرو رفت و بند دلش پاره شد. زود برگشت جنگل و پدرش را از درخت پائین آورد و رفتند خانه و سه‌تائى با هم زندگى کردند.