شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

سیذارتا گوتاما بودا : در جستجوى حقیقت

کلمات کلیدی :

 

قبل از تولد سیذارتا، پیشگویان او را بیدار کننده جهان و راهبی بزرگ خوانده بودند. پدرش سودودانا علاقمند بود او پادشاه باشد و از شنیدن این خبر نگران شد، دستور داد تا شرایطی در زندگی سیذارتا فراهم شود که ارتباطی با دنیای خارج از قصر نداشته باشد و از مصاحبت با راهبان ممانعت شود، در ضمن او را در ناز و نعمت و در کاخهای افسانه ای و محفوظ قرار داد تا وی با داستان رنج و کاستیهای زندگی آشنایی پیدا نکند. تا 16 سالگی او به زندگی در چنین شرایطی تن در داد تا اینکه روزی تصمیم به گردش در خارج از قصر گرفت. همه چیز مهیا شد تا او با تصویر ناخوشایندی از اجتماع برخورد نکند اما سیذارتا، پیرمرد خمیده ای را دید و چون از احوالات او جویا شد و به جستجوی حقیقت پرداخت، گفتند: او نیز مانند شما جوان بوده و اکنون به پیری رسیده است و این برای همه انسانهاست و راه فراری از آن نیست.


بودا از این سخن دگرگون میشود و هنگامی که به قصر بر میگردد سخت متحیر و متفکر بود. روزی دیگر از قصر خارج میشود و این بار با مردی روبرو میگردد که بیمار است. سیذارتا ضعف و ناتوانی و عجز انسان را مشاهده میکند و خود را نیز در معرض ابتلای احتمالی به آن می بیند. در بازگشت به قصر دوره عزلت و گوشه نشینی سیدارتا و انزوای اجتماعی او آغاز میشود. در سفر دیگر به بیرون از کاخ، او انسانهایی را می بیند که مرده اند. این نخستین بار است او با حقیقت ی بنام مرگ مواجه میشود و می فهمد نهایت حیات دنیایی هر فردی با مرگ پایان می پذیرد.

سیذارتا در بازگشت به کاخ از اینکه در این جهان، باقی و ماندگار نیست دچار وحشت و اضطراب میشود و از خوردن و نوشیدن پرهیز میکند، فقط به پیری، بیماری و مرگ می اندیشد. برای رهایی او از این افکار و گریز از خلوت، مقدمات ازدواج او را فراهم می کنند. اما آخرین گردش او در شهر برای او سرنوشت ساز میشود. او با مردی روبرو میگردد که در عالم خلسه است. توجهی به هیچ چیز ندارد. نامش را می پرسد. میگویند وی مرتاض است و ریاضت میکشد. سیذارتا برای اولین بار واژه ریاضت را می شنود و می خواهد در مورد آن چیزی بداند. برای او چنین تعریفی از ریاضت ارائه می دهند؛ مبارزه با غرائز و قطع رابطه از جاذبه های مادی، دنیوی و پیوستن به دنیایی دیگر که جاودان است.

تاثیر فوق العاده ی پیرمرد بر سیذارتا باعث شد شب هنگام در حالیکه همسرش خوابیده بود آنجا را ترک کند و وارد مرحله دوم حیات خود شود. بعد از 6 سال او به این نتیجه رسید تنها ریاضت خشک و محض نمیتواند باعث رستگاری شود بلکه لازم است اندکی از نرمی را نیز بر کالبد تن روا داشت تا جانی بگیرد. او به منطقه ای بنام بوداگیا وارد شد و زیر درخت بو به روشن ضمیری رسید، لذا نام بودا از آنجا نشات گرفته است.

ابتدا او به شهر بنارس رفت تا پنج تن از راهبان را که از وى روى برتافته بودند، بیابد. او مى اندیشید که این پنج تن مانند وى در جستجوى حقیقت اند و تعلیم آنها از سایر مردم آسانتر است. راهبان در بیشه اى نزدیک شهر نشسته بودند. به یکدیگر گفتند: این سیذارتاست که مى آید؛ همان که دست از رهبانیت کشید؛ خوب است به او کارى نداشته باشیم.

چون بودا به آنان نزدیک شد به وى سلام کردند و از او خواستند در کنارشان بنشیند و پرسیدند: سرانجام، حقیقت ى را که مى جستى، یافتى؟ بودا گفت: آرى، یافتم. راهبان گفتند: پس به ما بگو حکمت و راز هستى چیست؟ بودا پرسید: آیا شما به کارما، قانون کردار ایمان دارید؟ گفتند: آرى. بودا گفت: پس بدانید که همان سرآغاز حکمت و آگاهى از حقیقت است. از نیکو، نیکو پدید مى آید و از بد، بد. این نخستین قانون زندگى است و تمام مطالب بر این قانون استوار است.

گفتند: این که تازگى ندارد و پرسیدند: چگونه؟ بودا پاسخ داد: آب همیشه سراشیبى مى رود، آتش همیشه داغ است و یخ همواره سرد. اگر براى همه خدایان هندوستان هم دعا کنیم، آب هرگز سربالا نمى رود، آتش سرد و یخ گرم نمى شود. زیرا در زندگى قانونهایى یافت مى شود که همه چیز بر آنها استوار است. از این رو، کارى که انجام گرفت، قابل ابطال نیست و دعا و قربانى نیز سودى ندارد. آنان با این سخن موافقت کردند و از جرات او بسیار شگفت زده شدند.

بودا گفت: دو چیز است که بایستى از آن پرهیز کرد؛ یکى زندگانى پر از لذت که زاییده خودخواهى و فرومایگى است و دیگر زندگى پر از رنج و خود آزارى که آن نیز سودى ندارد. هیچ یک از این دو به نیکبختى منجر نمى شود. راهبان پرسیدند: پس راه درست کدام است؟ بودا پاسخ داد: راه میانه، راه میان لذت و رنج. علت رنج کشیدن تمنا است، تمنا و تمایل به زندگی و بدست آوردن چیزهای بسیار احساسات قدرتمندی چون عشق دنیوی نیز باعث رنج کشیدن می‌شود.

رنج جزء جدایی ناپذیر تمامی مراحل طبیعی زندگی است؛ تولد، بیماری، پیری و مرگ. تمنا باعث رنج است. برای غلبه بر درد و رنج می بایست از تمامی تمناها و خودخواهی ها دور شد. پندار نیک، هدف درست، گفتار نیک، رفتار نیک، شغل درست، تلاش صحیح، تفکر صحیح، مدیتیشن و در نهایت رسیدن به نیروانا یا همان عالم صلح و آرامش.