شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

طول عمر انسان

کلمات کلیدی :

 

در حقیقت وقتی کار ساختن دنیا تمام شد قرار شد طول عمر موجودات روی کره زمین را هم معلوم کنند. اول الاغ آمد و پرس و جو کرد که چه مدت باید روی کره زمین زندگی کند. به او گفته شد: سی سال. بعد از او سوال کردند: آیا کافی است؟ الاغ جواب داد: خیلی زیاد است فکرش را بکنید سی سال آزگار باید بارهای سنگین را از جایی به جایی دیگر ببرم مثلا کیسه گندم را به آسیاب ببرم، حاصل این زحمت نان برای دیگران و شلاق و لگد برای من است، یک عمر حمالی بیهوده. خواهش می کنم چند سالش را کم کنید! به الاغ رحم کردند و عمرش را به دوازده سال تقلیل دادند او هم خوشحال شد و رفت.


بعد سگ از راه رسید از او پرسیدند: می خواهی چند سال زنده بمانی؟ برای الاغ سی سال زیاد بود، حتما برای تو خوب است؟ سگ در جواب گفت: چه فکر اشتباهی. می دانید چقدر باید سگ دو بزنم از حال میروم، وقتی هم که پیر شوم و صدایم را از دست بدهم و دیگر نتوانم واق واق کنم و دندانهایم قادر به گاز گرفتن نباشد چه از من باقی میماند، دیگر برای هیچ کسی فایده ای ندارم به جای واق واق کردن باید زوزه بکشم و مثل مار از گوشه ای به گوشه دیگر بخزم، تا این که عمرم تمام شود. خواهش میکنم به من رحم کنید.

عجز و التماس سگ موثر بود و عمر او به هجده سال کاهش یافت. سگ رفت و میمون وارد شد به میمون گفتند: تو از اینکه سی سال زندگی کنی خوشحال خواهی شد تو که مثل الاغ حمالی نمی کنی و مانند سگ مجبور نیستی یک عمر سگ دو بزنی حتما سی سال برای تو عمر مناسبی است. میمون گفت: اصلا این طور نیست، من باید مدتی طولانی برای خنداندن مردم ادا و اطوار در بیاورم با کارهایم باعث میشوم که دیگران بخنندند اما در دلم پر از غم است، باید بگویم که در پس این ادا و اطوارها اندوه نهفته است من اصلا تحمل سی سال زندگی را ندارم خواهش میکنم چند سالش را کم کنید. به او بیست سال زندگی اعطا شد.

انسان سرحال و قبراق ظاهر شد و خواست طول عمرش را بداند. به او گفته شد، به تو سی سال زندگی اعطا می شود آیا کافی است؟ انسان با صدای بلند اعتراض: درست موقعی که تازه خانه ام را ساخته ام اجاقم را روشن کرده ام و منتظرم میوهای درختانی را که کاشته ام بچینم، وقتی تازه دارم نفس راحتی میکشم باید بمیرم؛ نه، نه، خواهش می کنم عمرم را طولانی تر کنید. گفتند: پس هجده سال از عمر الاغ هم به تو اعطا میشود. او گفت: نه کافی نیست. گفتند: دوازده سال از عمر سگ، که نخواست نیز به عمر تو افزوده میشود. او گفت: نه هنوز کم است. گفتند: خوب ده سال باقی مانده از عمر میمون نیز به تو داده می شود به شرط اینکه دیگر بیشتر از این توقع نداشته باشی. انسان با اینکه هنوز راضی نشده بود انجا را ترک کرد. بدین ترتیب انسان به عمری هفتاد ساله دست یافت!

اما درس امروز : تألیف از ریشة الفت و به معنای پیوندزدن، به هم آمیختن، گردآوری مطالب متناسب با هم در یک مجموعه است و معمولاً نیاز به تتّبع و کاوش و دقت و حوصله دارد. گرچه در عرف رایج، معمولاً تألیف و تحقیق را و مؤلف و محقق را به جای هم به کار می‌برند، ولی میان محقق و مؤلف تفاوت بسیار است. مؤلف، صرف گردآورندة مطالبی از جاهای مختلف و تنظیم کنندة مطالبی است که با تتبع و پژوهش به دست آورده است، اما محقق، از اندیشه‌ای نقّاد و دیدگاهی عمیق برخوردار است و صاحب نظر است و کارش تنها جمع آوری مطالب از منابع مختلف نیست بلکه اندیشمندی است که نظریه‌ای را با برهان و دلیل، اثبات یا رد می‌کند، یا مطلبی جدید کشف می‌نماید، یا مطلب کشف شده‌ای را تکمیل می‌کند، یا چیزی را که به صورت نظریه بوده است به اثبات می‌رساند.