شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

مردی که قربانی لیاقت و کفایت خود شد

کلمات کلیدی :

 

سلطانی وزیری بی کفایت داشت لذا در پی بهانه ای بود تا او را کنار بگذارد. او سه سوال سخت مطرح کرد و دانست که وزیر نمی تواند آنها را جواب دهد. بنابر این به او گفت: اگر نتوانی به این سوالها جواب دهی تو را برکنار خواهم کرد. بگو خدا چه چیزی می خورد، چه چیزی می پوشد و چکار می کند؟ وزیر غلامی زیرک داشت. او داستان را برای غلام تعریف کرد. غلام گفت: من جواب سه سوال را می دانم ولی ابتدا دو جواب را الان و جواب سومی را فردا خواهم گفت. جواب اول: خدا غم بنده هایش را می خورد و جواب دوم: خدا عیب بندگانش را می پوشاند. ستاریت خدا بسیار مهم است. اگر پرده ها کنار برود کسی حاضر نیست که حتی دیگری را دفن کند.


غلام جواب سوال سوم را نداد. وزیر غلام را پیش سلطان برد و جواب ها را به سلطان گفت. سلطان دستور داد که جای غلام و وزیرعوض شود. وزیر قبلی گفت که جواب سوال سوم چه بود؟ وزیر فعلی گفت: جواب سوم این است که خداوند در یک لحظه جایگاه انسان ها را عوض می کند او بدینوسیله انسانها را امتحان می کند تا ایشان بدانند که خدا آنها را رها نکرده است. خوش بینی یعنی شاکی نبودن از خداوند پس بنابر این مشکلات خودمان را نباید به خدا نسبت دهیم.