شارژ ایرانسل

فال حافظ

maseH : هر روز یه پیک، دو پک، سه پست، داستان!

معلم بی سواد و مداد جادو

کلمات کلیدی :

 

جینو حوصله نوشتن نداشت. با اینکه عاشق مدرسه بود به خاطر مشق نوشتن از درس و مدرسه خسته می شد. روزی با خود فکر کرد کاش مدادی جادویی داشت و می توانست با آن مشق هایش را بنویسد. آن وقت فقط مداد را روی دفتر می گذاشت و خود شروع به نوشتن می کرد. جینو غرق در فکر و خیال بود که ناگهان ابر آرزوها بالای سرش قرار گرفت و شروع به باریدن کرد و آرزوی او براورده شد و جینو صاحب مدادی جادویی شد!


از فردای آن روز هر وقت جینو می خواست مشق هایش را بنویسد فقط مداد را روی دفتر می گذاشت، مداد خودش شروع به نوشتن می کرد و جینو هیچ زحمتی نمی کشید. او دیگر بچه ی زرنگی شده بود. مشق ها همیشه تمیزتر و بهتر از دیگران بود. جینو خیلی خوشحال بود و فکر می کرد اینطوری از همه زرنگتر است.

بالاخره مدرسه ی جینو با کمک مداد جادویی تمام شد و بعد به عنوان معلم وارد مدرسه شد. او می خواست به بچه های مدرسه درس دهد. ولی یک مشکل بزرگ داشت. اصلا بلد نبود چیزی بنویسد. دستخط او از دستخط خرچنگها و قورباغه ها هم بدتر بود. وقتی می خواست پای تخته چیزی بنویسد همه ی بچه ها به او می خندیدند. دست او به نوشتن عادت نداشت. تازه فهمیده بود کسی که زیاد می نویسد بیشتر یاد می گیرد و دستخط بهتری پیدا می کند. حالا آقای معلم بعد از این همه سال مجبور شده است  دوباره از اول درس بخواند.